محمد موسوى بجنوردى
87
علم اصول ( فارسى )
وجوب تعلم در اينجا براى من منجزيت مىآورد و من بايد واقع را بياورم و چون ترك امرى را كردهام كه بر من منجز بوده و اين ترك موجب فوت غرض و مصلحت گرديده است ، مستحق عقوبت مىشوم و محكوم به فسق مىباشم چون عبد عاصى هستم . خلاصة وجوب تعلم احكام شرعية ، در بعض موارد ، به ملاك مقدمات مفوته است - كه وجوبش از مسلّمات فقه است - و در بعض ديگر از موارد ، وجوب تعلم احكام و قوانين مدونة بر ملاك حكم عقل است و در اين هر دو قسمت بحثى نيست ؛ يعنى بحث در اصل وجوب نيست ، بلكه طرق رسيدن به اين وجوب است كه در بحث اصحاب فرق مىكند . در مورد استحقاق عقوبت نيز مطلب بيان گرديد و در نتيجه اين نكته روشن شد كه « آنكس كه به دنبال تعلم قانون نمىرود و به مخالفت شرع و قانون برمىخيزد ، نمىتواند نزد قاضى عذر بياورد كه قانون را نديده است » . چون حكم عقل است كه وقتى شخص فهميد مجلس به تصويب قوانين مىپردازد و دولت آنها را ابلاغ مىكند ، بر وى لازم مىشود كه در صدد دانستن اين امر برآيد كه قوانين مزبور چه هستند . در اينجا اگر كسى مخالفت كرد ، مستوجب عقوبت است و محاكم مىتوانند وى را تعزير كنند . براى مثال ، اگر قانونى جعل شد و مقرر داشت كه تأخير در پرداخت ماليات مستقيم سبب مىشود كه علاوه بر پرداخت اصل ماليات مبلغى هم به عنوان جريمه تأديه شود ، كسى نمىتواند بگويد چنين قانونى را نديده است . در واقع ، عذر وى مسموع نيست و معذور نمىباشد ؛ زيرا بر وى لازم بوده است كه در صدد تعلم برآيد . و الحمد للّه رب العالمين